www.lawpdf.ir

کتابــخانه

اجتماع، قانون، و اصطلاح و رتوریک حقوق « کتابها و مقالات ترجمه شده خارجی « دانلودها

AttributeValue
تاریخ ارسالAugust 21, 2014
دانلود شده :3887بار
دسته بندی هاکتابها و مقالات ترجمه شده خارجی
برچسب هااجتماع, قانون, و اصطلاح و رتوریک حقوق

توضیحات

نویسنده: السدیر مک اینتایر
مترجم: علی عابدی رنانی

چکیده:
مکینتایر در این مقاله، میان مفهوم حقوق طبیعی و حقوق بشر تمایز می‌گذارد. او به تغییراتی فرهنگی و زبانی اشاره می‌کند که باعث شد مفهوم مدرن حقوق بشر از مفهوم حقوق طبیعی زاده شود. حقوق طبیعی، برعکس حقوق بشر، مرتبط با مفهوم خیر نهایی بشر است و بر اساس آن توجیه می‌شود. به عقیده مکینتایر، مفهوم حقوق بشر از خیر نهایی بشر جدا شده است و به همین خاطر، توجیه حقوق بشر با مشکل مواجه شده است.

درآمد:
مشاجره بر سر حقوق، در فرهنگ جدید آمریکای شمالی ما، فراگیر شده است. چنین اختلاف نظری، گاهی درون یک نظام حقوقی، فدرال یا دولتی، و دربارۀ کاربرد یا تفسیر قانون اساسی یا تبصره‌های قوانین موضوعه رخ می‌دهد. در این مجال، به این نوع اختلاف نظر نمی‌پردازم. موضوع بحثم این است که چطور می‌توانیم به اختلاف نظرهای آشکار و غالباً بنیادین درباره اینکه افراد و گروه‌ها (مستقل و مقدم بر مصوبات قوانین موضوعه) از چه حقوقی برخودارند، واکنش نشان دهیم؛ حقوقی که قرار است معیارهایی برای تنظیم مصوبات قوانین موضوعه فراهم کنند.
دیدگاه اصلی‌ام این است که هم مفهوم حقوق -که به طور خاص مستمسَک کسانی است که در این نوع مناقشه درباره حقوق دخیل هستند- هم فرآیندهای رتوریکی -که برای پیشبرد دعاوی حقوقی استفاده می‌شوند- چنان‌اند که تمسک بدانها و استفاده از آنها، به گرفتار کردن خود در میان اشتباهات منجر می‌شود. اصطلاح و رتوریک‌ حقوقی که در دورۀ معاصر سیطره دارد، نمی‌تواند به درستی در خدمت اهداف معقول باشد و نباید مباحث اخلاقی و سیاسی خود را در قالب واژگانی برگرفته از چنین اصطلاح و رتوریکی پیش ببریم. با این حرف، موضعی را بیان کرده‌ام که نه فقط در تقابل با طرفداران لیبرالِ اعلامیه جهانی حقوق بشر است، بلکه با بیاناتِ مثلاً، کنگره ملی اسقف‌های کاتولیک هم در تقابل خواهد بود. مناقشه من در این مورد اخیر، لزوماً با محتوای آنچه اسقف‌ها قصد داشته‌اند در مجموعۀ متنوعی از موضوعات اخلاقی و سیاسی بیان کنند، نیست؛ اما تا موقعی که در صورت بیانات این اسقف‌ها تمسک به اصطلاحی مبهم و رتوریکی از حقوق مندرج باشد، یا به ظاهر چنین باشد، معتقدم که اسقف‌ها کاملاً ناخواسته، علیه خود عمل کرده‌اند. این مساله، به عنوان مثال، در مباحث بی‌نتیجه درباره سقط جنین هم صادق است-که در آن مساله در قالبی طرح می‌شود که میان حقوق جنین متولد نشده و حق زنان برای تصمیم‌گیری آزادانه، تقابلی ظاهری ایجاد می‌کند. اکنون، اصطلاح و رتوریک حقوق معاصر چه ایرادی دارد که استفاده از آن خطرناک است؟