مجله آنلاین حقوق

www.lawpdf.ir

مداخله روان شناختی، اجتماعی زودرس در پیشگیری از رفتارهای مجرمانه- قسمت اول

تاريخ : ۱۳۹۴/۰۲/۳۰ | نويسنده: موسسه حقوق آریا | دسته جرم شناسی | |چاپ مقاله

نوشته :روبر کاری یو

مترجم :علی حسین نجفی ابرندآبادی

خلاصه:

نوع رویکردی که مداخله ( واقدام های ) روان شناختی – اجتماعی زود هنگام زودرس از آن حمایت می کنند باید به روشنی شناسایی شود. در اینجا صحبت از پیشگیری از جرم نیست : ارعاب کیفری، کاهش وخامت و تعداد جرایم ارتکابی از صورتها ( وانواع ) دیگر پیشگیری از پدیده مجرمانه ناشی می شود آن چه در پیشگیری زود رس از رفتارهای مجرمانه مطرح است. بین پیشگیری اجتماعی نخستین ( بهبود عمومی رفاه اجتماعی ) و پیشگیری اجتماعی سومین ( حل و فلصل اختلاف و تعارض شکل گرفته با ماهیت اصولاً غیر کیفری و پیشگیری از تکرار تعارض و جرم ) قرار می گیرد. برنامه های مداخله روان شناختی – اجتماعی زودرس در واقع باید منجر به جلوگیری و متوقف کردن عوامل خطری بشود که صغار در معرض آنها هستند .یعنی عوامل خطری که احتمال پذیرش و تقلید رفتار مجرمانه پایدار توسط اطفال را در آینده افزایش می-دهند.پژوهش های معاصر، در چارچوب یک راهبرد ( استراتژی ) مثبت تر، مداخله های روان شناختی- اجتماعی زود رس را به سمت تقویت و تحکیم عوامل حمایتی جهت و سوق می دهند که به کاهش این احتمال کمک کنند.

url-720x340
مقدمه

« اجرای برنامه های تحمیلی را نسبت به جوانان متوقف کنیم. و به جای آن برای ساختن زندگی آنها، امکانات لازم را در اختیار آنان قرار دهیم ». این پیشنهاد آقای پی ازآمادی یو برای بحث ما مناسب است.با این تفاوت خاص که اقدام های روان شناختی – اجتماعی زودرس که دارای ماهیت پیشگیری از خطرات بروز رفتارهای مجرمانه هستند، شامل اطفال و حتی نوجوانان بسیار کم سن و سال و نیز مکانهای ( محل های ) جامعه پذیری آنان ( مانند خانواده، مدرسه و گروه همسالان ) می شود.

این نوع پیشگیری زودرس از رفتارهای مجرمانه که در آمریکای شمالی ( ایالات متحده آمریکا و کانادا) از آغاز سالهای ۱۹۶۰ میلادی تجزیه شده ودر اروپا اخیراً موضوع بحث و مورد استفاده قرار گرفته است.
امروزه موضوع معاملات سنجشی علمی واقع می شود، مداخله روان شناختی اجتماعی زودرس ( نسبت به اطفال ) مبتنی بر وجود عوامل خطر است که می توان آنها را مجموعه ای از شرایط فردی واجتماعی تعریف کرد که بروز و استمرار رفتارهای مجرمانه آینده را در کودکان ونوجوانان مساعد می کنند. عوامل خطر که از کودکی فعالند وبا تحقیقات علمی وجود آنها اثبات شده است را می توان با اجرای برنامه های مناسب و با رعایت بعضی شرایط اساسی که متعاقباً مطرح خواهد شد، کاهش داد.

موضوع مداخله و اقدام روان شناختی – اجتماعی زودرس بسیار اساسی است زیرا هر اندازه که در معرض خطر قرار گرفتن فرد زودتر اتفاق افتد و اشکال آن متعددتر و مدت آن طولانی تر باشد، به همان میزان احتمال وارد و درگیر شدن و استمرار فرد در رفتارهای مجرمانه شدید بیشتر خواهد شد. دلیل دیگر فایده اقدام روان شناختی – اجتماعی زودرس ملاحظه کارایی بسیار نسبی و حتی ناکافی اقدام ها یا عملیات پیشگیری از نوع کلاسیک یعنی پیشگیری اجتماعی در معنای وسیع کلمه، پیشگیری وضعی و به ویژه پیشگیری کیفری است . دایره شمول اقدام ( مداخله) ر وان شناختی – اجتماعی زودرس طبیعتاً شامل بزه دیدگان بالقوه مصون از بزه دیدگی یا بزه دیدگان بالقوه آسیب پذیر می شود، زیرا آنها نیز اغلب از بی ثبات ترین محیط ها هستند که در آنها جابه جایی نقش ها ]در بزهکاری [ بین بزه دیدگان و بزهکار و برعکس بسیار متداول است.
همه کشورها از فقر شدید رنج می برند، یک انسان از هر سه انسان در جهان یا کمتر از دوازده فرانک ( حدود ۱۳۰۰ تومان) در روز زندگی می کند، در دنیا هشتصد میلیون نفر از سوءتغذیه رنج می-برند ؛ ۱۴ درصد از خانواده های اروپایی زیر آستانه فقر زندگی می-کنند . در کشور فرانسه از هر ده خانوار ، یک خانوار یعنی ۱۵ درصد افراد زیر آستانه فقر قرار دارند. عجیب تر آن که دوازده میلیون نفر به طور کامل یا نسبی با درآمدهایی زندگی می کنند که نهادهای حمایت اجتماعی منبع مالی آنها را تأمین و تضمین می نمایند. به عبارت دیگر، گزارشهای رسمی تأکید می کنند که بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از اطفال و نوجوانان که از این محیط های آسیب پذیر هستند، در معرض خطر قرار دارند. یعنی « در مدرسه موفق نمی شوند به سطح مطلوب دست یابند اغلب ترک تحصیل می کنند و به همین جهت موفق به یکپارچه سازی و ]انطباق[ خود با مدلی از مسئولیت اجتماعی که معمولاً پذیرفته می شود به ویژه در خصوص آنچه به کار زندگی بزرگسالی مربوط می شود نمی گردند». شکست فرایند جذب و یکپارچه شدن اجتماعی به ویژه حول مسائل مربوط به سلامتی، اختلالات روان شناختی و مصرف مواد مخدر متبلور می شود که جملگی شاخص های مشکلات مربوط به هستی ( بودن) فرد است.

در نتیجه، بزهکاری ناشی از بی ثباتی یا حتی بزهکار برای بقاء به اندازه وسعت روز افزون شکاف اجتماعی، گسترش می یابد. سیمای بزهکاری اطفال این موضوع را تأیید می کند:
۱- فعالیتهای مجرمانه مبنی بر تملک ( اموال )
۲- مطالبات و تقاضاهای وسسیعاً مجرمانه
۳- ارتکاب اعمال مجرمانه فوق العاده شدید علیه اشخاص یا علیه اموال.

به نظر می رسد رویه و برخورد کنونی مراجع قضایی ( در معنای وسیع کلمه ) نسبت به این پدیده باز پرورانه و برخورد کیفری در نوسان و دودل باشد؛ این امر در واقع بیانگر سردرگمی و استیصال کسانی ] قضاتی [ است که مرتکبین این اعمال را زمانی محاکمه می-کنند، که مداخله کنندگان قبلی ( خانواده مدرسه و دیگر نهادهای مدنی ذی سهم در جامعه پذیر کردن اطفال) در اقدام خود نسبت به آنها شکست خورده اند.دقیقاً قبل از رسیدن به مرحله اقدام قضایی است که کمبودها و نارسایی ها در فرایند جامعه پذیری اطفال ظاهر می شوند و باید ( یا می بایست ) مورد توجه قرار گیرند ( یا می گرفتند ).
چنین بستر اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی، شورای اروپا را ترغیب کرد تا پایان ۱۹۹۶ کمیته ای مرکب از کارشناسان را مأمور تنظیم و تدوین توصیه نامه ای راجع به « نقش تأثیر اقدام و مداخله روان شناختی و اجتماعی زودرس در پیشگیری از رفتارهای مجرمانه » نماید. این توصیه نامه در ۱۹ ماده در ۱۶ اکتبر ۲۰۰۰ به تصویب کمیته وزیران دولت های عضو شورای اروپا رسید ( رک . پیوست )
جهت گیری رویکردی که اقدام روان شناختی – اجتماعی زودرس را در اولویت قرار می دهد باید به وضوح شناسایی شود. در چارچوب این اقدام و مداخله، صحبت بر سر پیشگیری از جرم نیست. زیرا ارعاب کیفری، کاهش شدت و تعدادجرایم ارتکابی در قلمرو دیگری قرار می گیرد. آن چه در اینجا مد نظ است در واقع بین پیشگیری اجتماعی اولیه (بهبود عمومی رفاه اجتماعی ) و پیشگیری اجتماعی ثالث ( حل وفصل یک اختلاف که از نظر ماهیت اصولاً غیر کیفری است ) قرار می گیرد اقدام روان شناختی اجتماعی زودرس در واقع باید همچون پیشگیری اجتماعی ثانویه، به پیشگیری از رفتارهای مجرمانه پایدار ( مُزمن ) منجر شود. یعنی تا آنجا که ممکن است این اقدام قبل از بروز و در آستانه اختلاف های بالقوه ای معمول شود که احتمال می رود از طریق ارتکاب جرم حل و فصل شوند. به عبارت دقیق تر، اقدام ها و مداخله های معمول باید جلوی عوامل خطری را که صغار در معرض آن هستند عوامل خطر احتمالی بگیرد، یعنی عوامل خطری که ماهیتاً ممکن است احتمال این که صغار در معرض خطر در آینده رفتار مجرمانه مُزمن را اتخاذ کنند افزایش دهند. در چارچوب یک استراتژی خیلی سازنده تر، تحقیقات معاصر، اقدام های روان شناختی – اجتماعی زود هنگام را به سمت تقویت و تثبیت عوامل حمایتی نیز هدایت می کنند که به کاهش احتمال پذیرش و اتخاذ رفتار مجرمانه مُزمن نزد اطفال کمک می نماید.

اعمال اقدام روان شناختی – اجتماعی زودرس به جهت یک سلسله دلایل فلسفی، اخلاقی و حرفه ای مورد انتقاد قرار گرفته است. این دلایل مربوط می شوند به :
۱-خود تصور و پندار از موجود انسانی ( که از سنی دارای عقل .. می شود)
۲-خود تعریف ارزشهای اساسی مبنای توازن و تفاهم اجتماعی
۳-تقبیح و انگ زنی ( زودهنگام تر) انسان هایی که موضوع این اقدامها واقع می شوند و به طور منطقی از بی ثباتی وضعیت خود رنج می برند.
۴-ادعای مبنی بر این که الزام های مزبور در جهت مصلحت افراد ذینفع به آنها تحمیل و تکلیف می شود؛
۵-جامعه پذیر کردن ضمنی این افراد؛
۶-خود کار کرد اجتماعی ( رسالت ) اقدام و مداخله روان شناختی اجتماعی در قبال ناقضین احتمالی آن.
ولی نتایج تحقیقات مربوط به پیشگیری زودرس باید] ما را [ به سوی واقع بینی و خوش بینی ترغیب کند.امروزه اقدام های چندی در زمینه پیشگیری و سرکوبی بزهکاری در دست اجرا است در صورتی که نتایج سنجش و ارزیابی آنها آن هم تازه وقتی انجام می شود اسفبار است.

مسأله این نیست که از این موضوع دلیلی برای توسعه باز هم بیشتر دامنه و تور کنترل اجتماعی (که سوراخهای آن همین حالا هم به اندازه کافی تنگ است ) علیه آسیب پذیرترین افراد جامعه استخراج کنیم. اما در عین حال سنجیده نیست برنامه هایی را به اجرا نگذاریم که فایده اجتماعی آن از نظر کارآمدی و اثر گذاری به وسیله پژوهش های سنجشی علمی ثابت شده است.
اخیراً بنا به تقاضای مجلس سنای آمریکا که می خواست استفاده مطلوب از بودجه عمومی برآورد شود، سنجش ( ارزیابی ) وسیعی از برنامه های پیشگیری از بزهکاری در این کشور به اجرا در آمد. .وزارت دادگستری آمریکا هر ساله مبلغی حدود ۲۴ میلیارد فرانک برابر با حدود چهار میلیارد دلار به اقدام های پیشگیری اختصاص می دهد. در این جهت گروه پژوهشی لورانس شرمن در دانشگاه مری لند بیش از ۵۰۰ برنامه پیشگیری از جرم را در معنای وسیع رفتارهای مجرمانه و اعمال مجرمانه ارزیابی کرده است. از این تعداد ۱۸ فقره برنامه پیشگیری پیشرفت داشته است. ( یعنی یک برنامه از سی برنامه! ) . ۲۲ فقره پیشرفتی نداشتهو موثر نبوده است . ۳۱ برنامه امیدوار کننده بوده است، سایر برنامه ها( یعنی ۸۵% از کل برنامه ها) غیر قابل سنجش بودند. برنامه های ارزیابی کننده علمی مشابهی در کانادا و انگلستان نیز اجرا شده است.
نتایجی که در نوشتار حاضر ارائه می شود از کارآمد ترین برنامه-های پیشگیری استخراج شده است. غنای ارزیابی های موجود، با ارائه و بیان خلاصه وار نتایج آنها تضعیف می شود. بنابراین بهتر است به منبع آن، یعنی به گزارش خود پروفسور شرمن که از این پس در پایگاه اینترنتی Preventing crime,org موجود است مراجعه شود.

برای این که به اصل موضوع بپردازیم، طرح دو پرسش ممکن است پیشگیری زودرس از رفتارهای مجرمانه را در کشور ما ( فر انسه ) به سطح مطلوب ارتقاء دهد: مراد ما از عوامل خطر یا عوامل حمایتی چیست؟
الف) اقدام های روان شناختی – اجتماعی که « کار » می کند یعنی « مؤثر » واقع می شود کدامند؟
الف- عوامل خطر و عوامل حمایتی
تحقیقات علمی موجود که تعداد آنها رو به افزایش است در وهله اول عوامل خطری را شناسایی کرده اند که پیدایش استقرار وتثبیت رفتارهای مجرمان و مُزمن را در آینده هموار می کنند (۱).
اخیراً در ادامه تحقیقات پیشین، به حق بر عوامل حمایتی تأکید شده است که برعکس، تمایل فرد به وارد شدن یا باقی ماندن در رفتارهای مجرمانه مُزمن را کاهش می دهد(۲).
۱-عوامل خطر را که می تون به بیان بهتر مشکلات جامعه پذیری نامید ممکن است از مکانهای اصلی جامعه پذیر شدن فرد ( خانواده، مدرسه، گروههای همسالان، محیط محلی ) یا از خصوصیات شخصی افراد مورد نظر ناشی شوند، که عموماً به دنبال شکست و یا ضعف های موجود در این محیط های زندگی تحصیل و تفریح به وجود آمده است.

محیط خانوادگی اجتناب ناپذیر ( یا خانواده اصلی ) ممکن است دارای خطرات باماهیت متعددی باشد:سطح ضعیف سواد و دانش والدین، نمودهای اقتدار ضعیف ( والدین)، فقر اقتصادی ، بی ثباتی یا فقدان فعالیت حرفه ای، وابستگی شدید به کمکهای اجتماعی، مصرف مواد مسموم کننده مختلف ( موادمخدر الکل،داروای روان گردان، حلال-ها)، ضعف و نقص های روان شناختی و حتی روان پزشکان،خشونت بدنی، جنسیو عاطفی، تک والدینی بودن کانون خانوادگی، عدم تفاهم خانوادگی، از هم پاشیدگی ازدواج و زندگی زناشویی، فقدان نظارت و کنترل، فقدان الزام و اجبار انضباطی، ترکگ خانواده، بزهکاری والدین و برادران و خواهران، اعزام و نگهداری در نهاد و مؤسسه دولتی …
محیط مدرسه ممکن است مسائل مختلفی را ]در مورد اطفال[ آشکار نماید: شکست تحصیلی، مردود شدن مکرر، غیبت مکرر، رفتارهای اخلالگر و آشوب گر، تخریب و ویرانگری، خشونت، اخراج دائمی، توجه صرف ] مربیان [ به آموزش وپرورش دانش آموزان نخبه، خودداری و تردید ] مربیان [ در وارد کردن دانش آموزان در امور مدرسه، عدم دسترسی ] دانش آموزان[ به آموزگاران، عدم اجرای انضباطی ] فقدان انضباط[ شلوغ بودن کلاسهای ….
گروه همسالان نیز ممکن است خصومت ها و مخالفت های اجتماعی مختلفی ایجاد کند، رفت و آمد با جوانان حاشیه گرا و حاشیه نشین از نظر اجتماعی که دشمن جامعه بوده و حتی گاه بزهکار هستند وابستیگ به یک فرقه، ترجیح فعالیت های تفریحی و گذراندن اوقات فراغت بدون نظارت و در مکانهای نامتعارف .

محیط اجتماعی – فرهنگی طفل نیز ممکن است منبع رفتارهای خاص باشد: گدایی، فرار، غیبت از کانون خانواده، پرسه زدن ] در خیابانها[، اعزام و نگهداری در نهاد و مؤسسه دولتی، فقدان اوقات فراغت، خشونت های تلویزیونی، حاشیه ای شدن فرهنگی شدید ناشی از واقع شدن مسکن طفل در یک منطقه یا محله بی بضاعت که ندارترین افراد را یکسره در داخل خود جمع کرده است..
خصوصیات شخصی مختلفی نیز ممکن است ماهیتاً جامعه پذیری فرد ذینفع را دچار اختلال کند. جنسیت مذکر، سن، داشتن مشکل در برقراری رابطه با دیگران، فقدان نشانه های نسبی ( رگ و ریشه های خانوادگی ) هویت و سامان بخش، ارتباط شفاهی پایین تر از حد متوسط با دیگران، تکانش ( غیر ارادی بودن) کنترل ضعیف خود، گزاف کوشی ، میل به ریسک کردن ، کاوش ( ورود) خطرناک و زودرس در بطن و عین ندگی ، فعالیت جنسی و بارداری زودرس، مصرف مواد مخدر، الکل، داروهای روان گردان ، حلال ها … دردهای جسمانی، خودزنی، افسردگی و شروع به خودکشی، انحرافات رفتاری( از همه نوع) و بزهکاری زودرس، داشتن مسأله سلامتی جسمانی یا رواین، تعلق به یک اقلیت، مهاجرت طفل درسن بسیار پایین انجام بازی های شرط بندی و قمار، روسپیگری…

۲- عوامل حمایتی که صرفاً عکس یا روی دیگر عوامل خطر نیستند. در همین مکانهای جامعه پذیر متجلی میشوند. لیکن،این عوامل مقاومت افراد را در مقابل پذیرش و پیشه کردن رفتارهای مجرمانه آینده تقویت می کنند، فرزند ارشد خانواده بودن، فعال و عاطفی بودن در دوران کودکی، متعلق ب یک خانواده کم جمعیت بودن برخورداری از عاطفه ومهر واقعی والدین نسبت به اطفال، دارا بون مادری سلامت، فعال بودن حرفه ای یکی از والدین، توجه و علاقه مستمر والدین، تربیت در پرتو اصول روشن وضمانت اجرای منسجم که هر گونه اقتدار گرایی را کنار می گذارد. حمایت از سوی فرد بزرگسالی که کودک به وی وابستگی ویژه ای دارد ( برادر، خواهر، آموزگار، دوست) قوه وتوانایی های شناختی واجتماعیی ، پیرامون ( محیط ) مدرسه ای – تحصیلی که دارای آن چنان قدرت یکپارچه کنندگی و سازگارسازی باشد که به همه موقعیت و بخت موفقیت بدهند، اهمیت دادن به ارزشها و رویه های مساعد به حال جامعه… این عوامل با کاستن از آسیب پذیری طفل به وی کمک می کنند تا با اختلال ها و دگرگونی های مختلف که در این محیط های گوناگون زندگی ممکن است با آنها روبرو شود خود را به طور سازنده منطبق نماید. به عبارت دیگر، عوامل مزبور، قدرت سازگاری و مقاومت او یعنی « قابلیت و ظرفیت او را در موفق شدن به زندگی کردن و توسعه خود به طور مثبت چندان که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد علی رغم اضطراب یا ناملایمتی که معمولاً خطر شدید یک سرانجام و نتیجه منفی در بر دارد تحریک و ترغیب می کنند».

تصریح یک نکته مهم ضروری می نماید: هیچ گونه رابطه علت و معلولی جبری نمی تواند بین عوامل خطر و رفتارهای مجرمانه وجود داشته باشد برعکس، وضعیت کنونی تحقیقات دشواری تفکیک صریح علت از معلول را در این قلمروهای انسانی پیچیده نشان می دهد. در این جهت در میان اطفالی که در معرض عوامل مختلف خطر هستند بعضی ها هرگز تمایلات مجرمانه پیدا نخواهند کرد. برعکس ، در معرض عوامل خطر قرار نگرفتن، رفتارهای مجرمانه آینده را منتفی نمی کند. آن چه تحقیقات نشان می دهد تعامل وتقویت متقابل عوامل متعدد خطر، همان طور که روتر نوشته است می باشد. « احتمال تحمل آثار وخیم برای کودکانی که از یک عامل خطر رنج می یرند به همان میزان آثار برای اطفالی است که در معرض هیچ عامل خطری قرار نمی گیرند . در عوض، اگر دو یا چند عامل خطر وجود داشته باشد احتمال نتایج نامطلوب چهار برابر بیشتر است .با چهار عامل خطر این احتمال ده برابر می شود».

شماره مطلب از مأخذ۸۲۱۶

بخشهای دیگر مقاله را بخوانید :

بخش اول مقاله / بخش دوم مقاله / بخش سوم مقاله

لینک کوتاه :


برچسب :

, , , , , , , |