مجله آنلاین حقوق

www.lawpdf.ir

حقوق بشر: نسبی‌گرایی فرهنگی یا جهانشمول‌گرایی

تاريخ : ۱۳۹۳/۰۶/۲۰ | نويسنده: سایت ترجمان | دسته حقوق بـــشر, فلسفه حقوق | |چاپ مقاله

موضوع جهانشمولی حقوق بشر از بدو تدوین اعلامیۀ جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۶ تاکنون همواره از جمله موضوعات مناقشه‌‌برانگیز محافل آکادمیک بوده است.

n00006607-bطرفداران تئوری جهانشمولی حقوق بشر بر این باورند که بیشتر فرهنگهای «بدوی[۱]» در نهایت به سمتی می‌روند که از تلفیق آن ‌ها یک فرهنگ جهانی پدید می‌آید و همچون فرهنگهای غربی دارای نظام حقوقی خواهند شد. منظور از جهانشمولی حقوق بشر این است که حقوق مندرج در اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر و دو میثاق آن در سراسر جهان برای تمام افراد بشر، صرف نظر از دین، نژاد، سن، جنس، زبان، تابعیت، موقعیت اجتماعی، و جغرافیایی به رسمیت شناخته شوند و افراد بتوانند از آن ‌ها بهره‌مند شوند و دولت ‌ها از این حقوق، بدون اعمال تمایز نسبت به موارد نامبرده، حمایت کنند. در مقابل، معتقدین به نسبی‌گرایی فرهنگی می‌گویند فرهنگ‌ ‌های متنوع و حتی گاه متخالف، حقاینت یکسانی دارند و هیچ فرهنگی بر فرهنگ دیگر برتری ندارد. از دیدگاه معتقدین به نسبی‌گرایی فرهنگی، جهانشمولی حقوق بشر در واقع ترجیح بلامرجح فرهنگ بر آمده از اومانیسم و لیبرالیسم است. نسبیت فرهنگی مبتنی بر پیش‌ فرض‌ ‌های زیر است:
الف) فرهنگ‌ ‌های گوناگون و گاه متخالف در جهان کنونی وجود دارد؛
ب) هر یک از این فرهنگ‌ ‌ها دارای نظام هنجاری مخصوص به خود است؛
ج) تمامی فرهنگ‌ ‌ها و هنجار ‌های آن ‌ها از حقانیت یکسانی برخوردار هستند و هیچ یک را بر دیگری ترجیحی نیست؛
د) حقوق بشر مجموع ‌های از هنجارهایی است که منبعث از یک فرهنگ خاص (لیبرالیسم) است.
ه) نظر به اینکه فرهنگ‌ ‌ها ونظام‌ ‌های هنجاری آن ‌ها از اعتبار و حقانیت یکسانی برخوردارند، حقوق بشر نیز هم‌سنگ و همسان سایر دستگاه‌ ‌های ارزشی بوده وترجیح هنجاری بر هیچ یک از آن‌ ‌ها ندارد. حقوق بشر خود حاصل از فرهنگ عصر روشنگری در غرب است و نمی‌تواند ادعای جهانشمولی یا به دیگر سخن، ادعای ارجحیت بر سایر فرهنگ ‌ها داشته باشد.[۲]
بدون شک این پیش فرض‌ نسبی‌گرایان که حقوق بشر دستاورد نوین تمدن بشری است و برآمده از تحولات پس از عصر روشنگری‌ست، پیش‌فرض صائبی به حساب می‌آید. اما آیا نمی‌توان چنین ادعا نمود که استاندار ‌های حقوق بشری در حقیقت بیان حقوقی حق‌ ‌های اخلاقی است که در تمام فرهنگ‌های انسانی این حقوق محترم شمرده می‌شوند. به عبارت دیگر اگر چنین سوال شود که آیا فرهنگ‌های گوناگون در عصر حاضر اشتراک ارزشی دارند و اگر دارند فهرست مشترک هنجاری و ارزشی آن ‌ها کدام است، در پاسخ به نظر می‌رسد فهرست حقوق مندرج در اعلامیه‌‌ی جهانی حقوق بشر و دو میثاق حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی، اجتماعی ،فرهنگی ارائه خواهد شد. مدعای طرفداران جهانشمولی این است که حقوق مندرج در نظام هنجاری حقوق بشر انعکاس وجدان اخلاقی انسان، فارغ از هرگونه تعلق نژادی و فرهنگی است و از این‌رو شایسته احترام در تمامی جوامع انسانی است.
انتقاد دیگری که طرفداران نسبیت فرهنگی به نظام حقوق بشر وارد می‌نمایند اینست که حقوق بشر دچار فردگرایی افراطی است و اخلاق نوع‌دوستانه که در سایر فرهنگ‌ها ( غیر از فرهنگ لیبرال) از جایگاه رفیعی برخوردار است به کلی در نظام حقوق بشر معاصر به دست فراموشی سپرده شده است. درپاسخ به این انتقاد جهانشمول‌گرایان بیان می‌دارند فهرست حقوق بشر فهرست بست ‌های نیست و نسل سوم حقوق بشر و حقوقی هم چون حق بر توسعه، حق بر صلح، حق بر محیط زیست سالم و غیره که حقوقی مبتنی بر اخلاق نوع دوستانه هستند هم اکنون در حال نفوذ به نظام هنجاری حقوق بین الملل است. امروزه سازمان ملل متحد در حال تدوین و اجرای برنامه‌ ‌های گوناگونی در تحقق این دسته از حقوق است. برنامه‌ی توسعه هزاره[۳]، برنامه‌ی محیط زیست ملل متحد[۴] و غیره از جمله این برنامه‌هاست.
به نظر می‌رسد بر خلاف صبغه‌ی غرب ستیز ادعای نسبیت فرهنگی و شعار مبارزه با امپریالیسم فرهنگی این ادعا بیشتر غرب باورانه و مرعوبانه است چراکه نتیجه عملی آن اینست که سایر فرهنگ ‌ها هنوز به آن مرحله از ارزش و بلوغ انسانی نرسید‌ه‌اند که از این حداقل‌ ‌های حمایتی برخوردار باشند.
انعکاس جهانشمولی در اسناد بین‌المللی حقوق بشری
مفهوم جهانشمولی در تمام اسناد بین المللی مربوط به حقوق بشر وجود دارد و دولت‌های طرف این اسناد آن را نیز پذیرفته و به آن متعهد شده‌اند. ماده یک منشور ملل متحد مقرر می‌دارد که اهداف این سازمان «رسیدن به همکاریهای بین المللی در زمینه … و ارتقا و تشویق احترام حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین و اجرای این حقوق برای همه افراد تمایز نسبت به نژاد، جنس، زبان یا دین می باشد». بنابراین، یک فرد انسانی به صرف انسان بودن مستحق این حقوق است و دولت ‌ها باید از این حقوق حمایت کنند تا بشریت و انسانیت این فرد حفظ شود.
ماده ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیزدر این رابطه اشعار می دارد: «هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، بویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی‌هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره‌مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد.» نحوه تصویب اعلامیه جهانی نیز خود می‌تواند شاهدی بر مدعای طرفداران جهانشمولی حقوق بشر باشد. اعلامیه جهانى حقوق بشر با ۴۸ راى مثبت، ۸ راى ممتنع و بدون راى منفى، به تصویب دولتهاى عضو رسید. دولتهاى عربستان سعودى، روسیه سفید، لهستان، چکسلواکى، آفریقاى جنوبى، اتحاد جماهیر شوروى، اوکراین و یوگسلاوى، به این اعلامیه راى ممتنع دادند. این هشت کشور اطمینان دادند که اصولا مخالف اعلامیه نیستند. در مقابل، نمایندگان۴۰ کشور رای مثبت به این اعلامیه دادند و این اعلامیه با اکثریت آراء تصویب شد. کنفرانس جهانی حقوق بشر ۱۹۹۳ وین، نخستین نشست جهانی به منظور تجدید نظر و بازنگری در خصوص حقوق بشر پس از تصویب اعلامیه جهانی بود. حدود ۱۷۱ دولت عضو ملل متحد در این کنفرانس شرکت داشتند. این دولت ‌ها بیانیه‌های وین را با کنسانسوس( وفاق عام) پذیرفتند. اعلامیه وین[۵]، هیچگونه شک یا ابهامی را پیرامون جهانشمولی حقوق بشر بر جای نگذاشت. برای اثبات ادعای خود بندهایی از این بیانیه را که به نوعی به جهانشمولی حقوق بشر اشاره دارد در زیر می آوریم:
«- با تعهد دوباره تعهدات مقرر در ماده ۵۶ منشور ملل متحد مبنی بر اقدام مشترک و جداگانه، با تاکید بر همکاری موثر بین المللی برای عینیت بخشی به اهداف مقرر در ماده ۵۵ از جمله احترام جهانی به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین برای همه و اجرای آنها، …
– با تاکید بر اینکه اعلامیه جهانی حقوق بشر، که معیار مشترک موفقیت را برای تمام خلق ‌ها و ملت ‌ها تشکیل می دهد، منبع الهام و مبنای منشور ملل متحد در پیشرفتهایی در مجموعه معیار ‌ها بوده است آنگونه که در اسناد بین المللی موجود پیرامون حقوق بشر درج شده است، به ویژه میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی …
-کنفرانس جهانی حقوق بشر مجددا تعهدات رسمی تمام دولت ‌ها را به منظور اجرای تعهداتشان در جهت ارتقای احترام جهانی به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین برای همه و اجرای آن ‌ها و حمایت از آن ‌ها بر طبق منشور ملل متحد، دیگر اسناد مربوط به حقوق بشر و حقوق بین الملل مورد تایید قرار میدهد…
– تمامی حقوق بشر جهانشمول، غیر قابل تفکیک، وابسته وهم و لازم و ملزوم همدیگر هستند. جامعه جهانی باید با حقوق بشر به طور جهانی به شیوه‌های منصفانه و برابر بر یک مبنا و با تاکید مشابه برخورد کند.
– در حالیکه اهمیت ویژگیهای ملی و منطقه‌ای و سوابق گوناگون تاریخی، فرهنگی و دینی را باید در نظر داشت، دولت ‌ها موظفند که صرف نظر از نظامهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، تمام حقوق بشر و آزادیهای بنیادین را ارتقا دهند و از آن ‌ها حمایت کنند…
– کنفرانس جهانی حقوق بشر به شدت توصیه مینماید که به منظور تشویق و تسهیل تصویب، الحاق یا جانشینی به معاهدات بین‌المللی حقوق بشر و پروتکلهای پذیرفته شده در چارچوب نظام ملل متحد با هدف پذیرش جهانی تلاشهای هماهنگی صورت بگیرد. دبیرکل در مشورت با دفتر امور معاهدات ]سازمان [ باید به طور علنی با دولتهایی که به این معاهدات حقوق بشری ملحق نشده‌اند، گفتگوهایی را انجام دهد تا موانع را شناسایی کنند و راه‌های غلبه بر آن‌‌ها (رفع آنها) را بیابند».

[۱] primitive
[۲] قاری سید فاطمی،سید محمد. حقوق بشر در جهان معاصر، دفتر اول: درآمدی بر مباحث نظری، مفاهیم،مبانی، قلمرو و منابع، موسسه مطالعات و پژوهش‌های حقوقی شهر دانش،۱۳۹۰
[۳] Millennium Development Goals
[۴] The United Nations Environment Programme [5] Vienna Declaration and Programme of Action 1993

لینک کوتاه :


برچسب :

, , , |